در گذشته انتظار داشتیم در مناسبتهای مختلف با تخفیف و پیشنهادات خاص فروشگاهها و برندها روبهرو شویم اما حالا هر روز که چشم میچرخانیم با اینکه یک روز عادی از سال است، بنر و پیامک و تخفیف غوغا میکند: «فقط امروز»، «تا اتمام موجودی»، «آخرین فرصت».
فروشگاهها هر از چندگاهی بنابه سیاسیت خودشان به تکاپو میافتند و ما هم میان این همه تبلیغ، وسوسه میشویم چیزی بخریم که تا چند روز پیش حتی به فکر خریدنش نبودیم.
حالا برای خرید کردن هم مناسبت داریم؛ روزهایی که از راه میرسند، سر و صدای زیادی به پا میکنند و بعد جای خود را به جشنواره بعدی میدهند.
تبلیغ «فقط ۲۴ ساعت» فرصت فکر کردن را از خریدار میگیرد. آدم تصور میکند اگر همین حالا تصمیم نگیرد، فرصتی را از دست داده و بعداً باید همان کالا را گرانتر بخرد. همین عجله، گاهی باعث میشود سراغ خریدهایی برویم که هیچ برنامهای برایشان نداشتهایم.
در ایران هم بلکفرایدی با ریشههای غربیاش به یکی از روزهای پررونق بازار تبدیل شده است. تورم و فشار اقتصادی هم به این تب دامن زده؛ بسیاری ترجیح میدهند کالای مورد نیازشان را امروز بخرند تا از گرانی فردا جا نمانند. در این میان، تخفیفهای غیرواقعی و قیمتهایی که درست پیش از جشنوارهها بالا میروند، اعتماد خریداران را هم زیر سؤال میبرند.
حالا تقویم خرید ما پر از روزهایی است که بازار برایمان تعیین کرده؛ روزهایی که قرار است بیشتر بخریم، حتی اگر چیزی در فهرست نیازهایمان کم نشده باشد.




