همیشه در روزهای پایانی شهریور، خیابانها پر بود از شور و هیجان بازگشایی مدارس؛ پدر و مادرها در تکاپوی خرید کیف، نوشتافزار و لباس مدرسه بودند و کودکان با شوق خود را برای آغاز سال تحصیلی آماده میکردند.
اما امسال، دغدغه بسیاری از خانوادهها نه خرید لوازمالتحریر، بلکه تأمین هزینههای سنگین تحصیل است.
این ماجرا فقط به مدارس غیردولتی محدود نمیشود. در مدارس دولتی نیز، با وجود تأکیدهای وزارت آموزش و پرورش بر ممنوعیت دریافت وجوه اجباری، خانوادهها همچنان با درخواستهای مالی مختلف و بعضاً سلیقهای روبهرو هستند. در مدارس غیردولتی نیز شهریهها با استناد به مبالغ تعیینشده از سوی آموزش و پرورش مناطق، گاه به ارقامی رسیده که برای بسیاری از خانوادهها سنگین و کمرشکن است.
سال گذشته بخش قابلتوجهی از سال تحصیلی بهصورت غیرحضوری برگزار شد و بسیاری از خدمات حضوری مدارس، از کلاسهای فوقبرنامه تا تکثیر برخی جزوات و برگههای آموزشی، ارائه نشد یا کاهش یافت. هزینههای مربوط به آب، برق و دیگر خدمات حضوری نیز طبیعتاً با سالهای آموزش حضوری قابل مقایسه نبود. با این حال، مشخص نیست این تفاوتها تا چه اندازه در محاسبه هزینههای تحصیل خانوادهها لحاظ شده است.
در شرایطی که خانوادهها زیر فشار تورم، گرانی و بیکاری هستند، آموزش نباید به هزینهای تبدیل شود که والدین را میان پرداخت شهریه و تأمین نیازهای ضروری زندگی مجبور به انتخاب کند.
آموزش، کالای لوکس نیست. اگر افزایش هزینههای تحصیل ادامه پیدا کند، ممکن است کودکانی از مدرسه و آموزش باکیفیت بازبمانند؛ نه به دلیل نداشتن استعداد، بلکه فقط به دلیل نداشتن توان مالی.
فراموش نکنیم در قانون اساسی بر آموزش رایگان برای همه ی فرزندان ایران تاکید شده اما این سال ها خطر محدود شدن تحصیل فقط برای خانواده های برخوردار از همیشه به سیستم آموزش و پرورش کشور نزدیکتر است….




