تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به اقتصاد 120 می باشد و استفاده غیر قانونی از آن پیگرد قانونی دارد.

«هزینه از جیب» در درمان؛ خانواده‌هایی که برای یک جراحی ساده وام و قرض می‌گیرند

همان برگه‌ای که روی پیشخوان بیمارستان قرار می‌گیرد و ردیف عددهایش تا عمق ذهن خانواده فرو می‌رود، سنگین‌تر از دردی که بر تن بیمار افتاده است.

همه‌چیز از یک برگه شروع می‌شود؛ همان برگه‌ای که روی پیشخوان بیمارستان قرار می‌گیرد و ردیف عددهایش تا عمق ذهن خانواده فرو می‌رود، سنگین‌تر از دردی که بر تن بیمار افتاده است.

بیمار شدن بخشی از زندگی‌ست، اما اینکه پرداخت هزینه درمان در توان یک خانواده باشد یا نه، مسئله مهم‌تری است؛ مسئله‌ای که می‌تواند ساختار یک زندگی را زیر و رو کند.

پدری با گوشی در دست، بین تماس با برادر و جست‌وجوی وام فوری گیر کرده، و مادری گوشه‌ای دیگر، به فروش طلا و پس‌اندازی فکر می‌کند که هیچ‌وقت این‌قدر دور از دسترس نبوده است. نگاهشان به درِ اتاق عمل دوخته شده، اما گزینه‌ها و پرداخت‌ها در ذهنشان یکی‌یکی بالا می‌رود.

در پرونده، بیمار با یک کد ثبت می‌شود؛ اما در خانه، درمانش با فروختن، قرض گرفتن و قسط پرداختن انجام می‌شود. هیچ‌کس در گزارش‌های رسمی از این بخش درمان نمی‌نویسد؛ همان‌جایی که تیغ جراحی نه‌فقط بدن بیمار، که توان اقتصادی خانواده را هم می‌شکافد.

جای بخیه شاید چند هفته بعد خوب شود، اما بدهی تا ماه‌ها می‌ماند. کارت‌ها پر می‌شوند، وام‌ها شروع می‌شوند و حساب‌ها به ته می‌رسند. در این میان، جمله‌ی خوش‌خطِ «هیچ خانواده‌ای نباید به‌خاطر درمان زیر خط فقر برود» فقط در شعارها می‌درخشد، نه در سالن‌های انتظار. بعضی‌ها برای زنده ماندن، ناچارند گزینه‌ی نانوشته‌ی از دست رفتن را انتخاب کنند.

امروز در نظام درمان، دارو و نسخه تنها بخشی از مسیر بهبودی‌اند؛ بخش دیگر همان نسخه‌ی مالی است که تاب و توان خانواده را می‌سنجد: تا کجا می‌شود فروخت، قرض گرفت و هنوز امید داشت.

لینک کوتاه خبر:

https://eghtesad120.ir/?p=22912

اخبار برگزیده ***

اخبار پیشنهادی

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.