روزنامه اطلاعات:
وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به خبرنگار که پرسید آیا نظام آموزشی ما در سطح جهان است، گفت «طبیعی است که نیست» و به کمبود سرانه، منابع مالی و کلاسهای ۳۵ تا ۴۰ نفره اشاره کرد.
این پاسخ را میتوان از پنج رویکرد تحلیل کرد: توجیه کمکاری با دستاویز عوامل بیرونی، فرار از پاسخگویی، ناتوانی در تعامل با نهادهای بالادستی، واقعبینی راهبردی برای جلب منابع، و صداقت تلخ.
نسبت «توجیه کمکاری» یا «فرار از پاسخگویی» به وزیر، فقط بر اساس این مصاحبه روا نیست؛ زیرا خبرنگار از عملکرد دو ساله او نپرسید.
آنچه جامعه از هر مدیری انتظار دارد، «گزارش عملکرد» و «نقشه راه آینده» است، نه صرفاً «گزارش وضعیت».
وزیر در این مواجهه، صداقت تلخ را بر خوشبینی تصنعی ترجیح داده، اما صداقت بهتنهایی کافی نیست؛ او باید در کنار آن «امید» و «نقشه راه» نیز ارائه کند.
لحن جمله «این چه سؤالی است که میپرسید؟» بیش از محتوای پاسخ، مورد نقد است؛ این لحن پرسشگر را تحقیر میکند و حس خستگی و ناامیدی را به جامعه منتقل میسازد.
جامعهای که سالهاست وعدههای تحول را شنیده و در شرایط دشوار جنگی بهسر میبرد، دیگر به «صداقت تلخ» قانع نیست؛ به «صداقت امیدبخش» نیاز دارد که هم واقعیت را بگوید، هم اقدامات انجامشده را نشان دهد و هم نقشه راه آینده را ترسیم کند.
امیدواریم وزیر با دعوت از صاحبنظران خوشفکر، طرحهایی برای مقابله با بحرانهای کیفیت، عدالت و مشروعیت تهیه کند و راه بسیاری از گذشتگان را نپیماید.




