مقایسه کردن همیشه جواب نمیدهد. گاهی انگشت تقصیر را به روی خودمان میگیرد. آقایان مسئول در کشور ما عاشق مقایسههای بینالمللیاند؛ البته فقط وقتی به نفعشان باشد.
تا حرف از قیمت بنزین یا تعرفهی اینترنت میشود، سریع نمودارها ردیف میشوند که «بنزین در اروپا ۱.۵ دلار است!» اما وقتی نوبت به «دستمزد» میرسد، ناگهان آنتنهای جهانی قطع میشود و شرایط حساس کنونی و اقتصاد مقاومتی پدیدار میشود. نتیجهی این رفتار دوگانه، خلق شهروندانی است که باید با قیمتهای «دوبی» خرید کنند، اما با حقوق «آفریقا» زنده بمانند!
کمر طبقهی متوسط شکسته است. شما نمیتوانید قیمت گوشت را به کیلویی ۸ تا ۱۰ دلار (همتراز اروپا و چین) برسانید و قیمت مسکن دلاری تهران را به متری حدود نهصد دلار (نزدیک به قیمتهای دوبی) برسانید، اما وقتی نوبت به تعیین دستمزد کارگر و کارمند میرسد، با ریال بیجان محاسبه کنید.
حداقل حقوق در ترکیهی همسایه برای سال ۲۰۲۶ حدود ۹۲ تا ۹۵ میلیون تومان (۲۲ هزار لیر) پیشبینی شده، در حالی که کارگرِ ایرانی باید با ۱۲ تا ۱۵ میلیون تومان معجزه کند.
اگر قرار است هزینهها دلاری باشد، درآمد هم باید دلاری شود. نمیشود شهروند ایرانی، تویوتا را سه برابرِ قیمت جهانی بخرد، اما حقوقش یکهشتم کارگر ترکیهای باشد.




