اظهارنظر امروز وزیر رفاه که گفته «هرکس در تهران خانهای دارد و درآمد خانوادهاش به ۳۰ میلیون تومان میرسد، جزو سه دهک بالاست»، بیش از آنکه تحلیل اقتصادی باشد، توهین به فهم و تجربه زیستهی میلیونها خانواده ایرانی است.
آقای وزیر! در این مملکت زندگی نمیکنید یا نمیخواهید واقعیت را ببینید؟
سی میلیون تومان در تهرانِ امروز حتی کفاف اجاره یک آپارتمان متوسط و هزینههای خوراک و درمان را نمیدهد. با این حساب، اگر چنین خانوادهای دهک بالاست، لابد شما و همکارانتان در کهکشان دیگری زندگی میکنید.
هر روز مردم را با تهدید قطع یارانهها، دستهبندیهای آماری و خطکشهای غیرواقعی روبهرو میکنید.
احتیاجی به این همه بازی با اعداد و تهدید نیست؛
اگر قرار است همان یارانهی «تک تومنی» را هم قطع کنید، خب یکباره قطع کنید! این همه نمایش و هشدار برای چند صد هزار تومان، چه معنایی دارد وقتی سفرهی مردم هر روز کوچکتر و وعدههای دولت بزرگتر میشود؟
میگفتید میخواهید «پول انرژی را به سفره مردم برگردانید»؛
کدام سفره؟
همان که هر روز خالیتر میشود و مردم با شرم به قیمت گوشت و لبنیات نگاه میکنند؟
کدام بازتوزیع، وقتی فاصلهی میان مدیران و مردم به شکاف طبقاتی خطرناکی تبدیل شده؟
واقعیت این است که سیاست رفاهی امروز بیشتر شبیه نوعی «آمارسازی رفاه» است تا اجرای عدالت اجتماعی. دولتها به جای بازتعریف واقعی دهکها و ترمیم قدرت خرید مردم، پشت جدولها و ارقام پنهان میشوند و نتیجهاش همین بیاعتمادی عمومی است.
آقای وزیر!
با مردم صادق باشید.
یارانهای که دیگر حتی خرج یک باک بنزین یا یک قبض برق نمیشود، نه لطف است و نه منت.
اگر تصمیم دارید حذفش کنید، لااقل احترام مردم را نگه دارید و آن را بیسروصدا انجام دهید.
این مردم از شعار ، آمار ، دهک بازی و حساب کتاب های بی منطق شماها خستهاند.




